طلبه سطح 4 حوزه های علمیه خواهران استان تهران، ایران
10.22034/aeena.2026.912
چکیده
نوشتار حاضر به تحلیل پارادایم الهیات مقاومت در عرصه حکمرانی بر مبنای نهج البلاغه میپردازد. بررسیها نشان میدهد که سیره عملی امیرالمؤمنین (ع) به عنوان حاکم تراز جامعه اسلامی، در حوزه الهیات مقاومت، مبتنی بر دو اصل «خود مقاومتی» و «دگر مقاومتی» است که با دعوت رهبران بهعنوان مدیران ارشد جامعه از یکسو و فراخواندن مردم از سوی دیگر به صبر و پایداری و مقاومت، بهعنوان مهمترین مؤلفه بنیادین حکمرانی و کشورداری معرفی میگردد و در این نوشتار بهعنوان چارچوب تئوریک-تئولوژیکی تحلیل شده است. شیوه پژوهش نیز کیفی و مبتنی بر تحلیل محتوایی نهج البلاغه است که به کشف کارکردهای استراتژیک الهیات مقاومت در طراحی نظامهای حکمرانی میانجامد. نتایج نشان میدهد پارادایم الهیات مقاومت، با تأکید بر تابآوری و استقامت ساختارهای مدیریتی و مردمی در یک جامعه، قدرت و حکومت را بهسوی پایداری سیستمی و تابآوری نهادی هدایت میکند؛ بهگونهای که مقاومت بهمثابه یک متغیر کلیدی در مواجهه با بحرانهای داخلی و خارجی، تقویتکننده ثبات سیاسی و مشروعیت حکمرانی است و نتیجه حاصله باز تولید پارادایمی نوین در حکمرانی است که این پارادایم بر بازتعریف رابطه بین مقاومت و قدرت در حوزه کشورداری تأکید داشته و ضمن تلفیق مبانی کلامی و سیاسی، راهکارهای عملی برای استقرار حکمرانی عدالتمحور و اخلاقگرا ارائه میدهد. در نهایت، الهیات مقاومت بهعنوان مبنای نظری و راهبردی برای توسعه سیاستگذاریهای کلان کشورداری اسلامی معرفی میشود.