دکتری علوم و معارف نهج البلاغه دانشگاه علوم قرآن و حدیث
10.22034/aeena.2025.908
چکیده
پژوهش حاضر با هدف بررسی انتقادی مهمترین فرهنگنامههای موضوعی نهج البلاغه سامان یافته است. فرهنگنامههای موضوعی بهعنوان یکی از ابزارهای بنیادین در مطالعات نهج البلاغه، نقش بسزایی در تسهیل دسترسی پژوهشگران به مضامین و معارف این متن دارند. در این مقاله سه اثر شاخص یعنی الدلیل على موضوعات نهج البلاغه (علی انصاریان، ۱۳۵۷)، تصنیف نهج البلاغه (لبیب بیضون، ۱۳۶۵) و المعجم الموضوعی لنهج البلاغه (اویس کریم محمد، ۱۳۶۶) معرفی و نقد شدهاند. نتایج نشان میدهد که هرچند این آثار گامهای ارزشمند و نخستین در مسیر موضوعبندی نهج البلاغه برداشتهاند، اما کاستیهایی همچون فقدان تتبع جامع، نبود نمایهزنی علمی، اتکای صرف به الفاظ و بیتوجهی به تحلیل محتوایی در آنها مشهود است. در مقابل، اثر اخیر یعنی المعجم الموضوعی با جامعیت عناوین، دقت در گزینش متون و اهتمام به نمایهزنی، جایگاه برجستهتری در میان آثار مشابه دارد. این بررسی نشان میدهد که آینده پژوهش در این حوزه نیازمند تلفیق روشهای سنتی تتبع با رویکردهای نوین تحلیل محتوایی و نمایهسازی علمی است تا فرهنگنامهای جامع و کارآمد برای محققان فراهم گردد.